زير باران

مردی تنها
زیر باران
هوایی سرد آسمانی گرفته
در یک شب غم انگیز
اشک ها
کفشی خیس
راه می رود شکست خورده
دستانی درون جیب
لحظه زیبای تنهایی دل
سکوت ...
یاد یار بوی یار
بدنش لرزید
بادی تند وزید
سردتر از همیشه با فکر یار
طوفانی شدید
تنهایی
صدای زیبای اشک
آسمانی صاف پر از ستاره
مردی که به روی زمین افتاده
صدایی که نیامده
مرد مرده ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:30 توسط محمد
==================