اجبار

ندیدی تو منو وقتی تورو بارونی میدیدم
چشام تر میشد از گریه ولی از تو نرنجیدم
نخواستم التماس من تورو از من برنجونه
نخواستم دیدن اشکام یه وقت تورو بترسونه
نمیشد با تو بد باشم همینجوریش دلم خونه
دلم حتی همین الان به احساس تو مدیونه!!
نمیخواستم بمونی تو نمیخواستم که مجبور شی
برای ریختن اشکام گذاشتم خوب ازم دور شی!!!!
نمیخواستم که بالعجبار دلت درگیر من باشه
مثه زندونیا یک عمر دلت زنجیر من باشه
تو گریه گیج و گم بودم ولی میدیدمت از دور
نمیخواستم بمونی تو نمیخواستم بشی مجبور
فقط من بودم و گریه ندیدی تو نفهمیدی !!!
منو ببخش اگه از من یه وقتایی تو بد دیدی
تو وقتی یاد من باشی از این فاصله میفهمم
چشام پر میشه از گریه همینه از تو من سهمم!!
نمیخواستم تو هم از دور ببینی من نگات کردم
به جون آرزوهامون!!!..... تو گریه هام دعات کردم
ندیدی تو منو وقتی تورو میدیدمت از دور
نمیخواستم بمونی تو نمیخواستم بشی مجبور....
==================