حبیبا! چطور از اثر محبتت در زندگیم سخن بگویم و در حالی که دانه‌های عشقت هنگامی‌ در قلبم

کاشته شد که به من درس خداشناسی می‌دادی وقتی که ذرّه کوچکی بودم، در قبل از این عالم.


و واضح‌تر بگویم. کوچکترین تشعشع از اثرات محبتت در زندگیم متلاشی شدن همه وجودم و توجه همه

قلبم و خیر دنیا و آخرت برایم. به امید آن روزی که بیایی و به سرمای غربت و تاریکی جهل و زشتی ظلم

 خاتمه دهی. زیرا که زیبایی و خوبی جز با وجود تو معنا نمی‌شود.


آقایم! بلاها زیاد و مطالب پوشیده برملا گردیده وفقط به شما شکایت می‌کنم.


آقایم جدایی و هجران تو از همه این سختی‌ها سخت‌تر است زیرا بلا به همراه تو نعمت واذیت در مقابل

دیدگان تو راحت است.