حبیبا

حبیبا! چطور از اثر محبتت در زندگیم سخن بگویم و در حالی که دانههای عشقت هنگامی در قلبم
کاشته شد که به من درس خداشناسی میدادی وقتی که ذرّه کوچکی بودم، در قبل از این عالم.
و واضحتر بگویم. کوچکترین تشعشع از اثرات محبتت در زندگیم متلاشی شدن همه وجودم و توجه همه
قلبم و خیر دنیا و آخرت برایم. به امید آن روزی که بیایی و به سرمای غربت و تاریکی جهل و زشتی ظلم
خاتمه دهی. زیرا که زیبایی و خوبی جز با وجود تو معنا نمیشود.
آقایم! بلاها زیاد و مطالب پوشیده برملا گردیده وفقط به شما شکایت میکنم.
آقایم جدایی و هجران تو از همه این سختیها سختتر است زیرا بلا به همراه تو نعمت واذیت در مقابل
دیدگان تو راحت است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:18 توسط محمد
|
==================